محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1084

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گفتند : « دحيهء كلبى گذشت . » و چنان بود كه هيئت و ريش و چهرهء دحيه همانند جبريل عليه السلام بود . پيمبر در بنى قريظه فرود آمد و سعد همچنان در خيمه اى كه پيمبر براى او در مسجد به پا كرده بود جاى داشت . مدت يك ماه يا بيست و پنج روز يهودان در محاصره بودند و چون كار بر آنها سخت شد گفتندشان به حكم پيمبر تسليم شويد ، و ابو لبابة بن عبد المنذر اشاره كرد كه حكم پيمبر كشتن است . يهودان گفتند : « به حكم سعد بن معاذ تسليم مىشويم . » پيمبر اين را پذيرفت ، و چون يهودان تسليم شدند پيمبر خرى كه پالانى از برگ خرما داشت بفرستاد كه سعد را بياوردند . عايشه گويد : « زخم سعد بسته شده بود و جز خراشى پيدا نبود . » ابن اسحاق گويد : « پيمبر مردم بنى قريظه را بيست و پنج روز محاصره كرد تا كار بر آنها سخت شد و خدا ترس در دلهاشان افكند و چنان بود كه وقتى قرشيان و غطفانيان برفتند حيى بن اخطب به سبب وعده اى كه با كعب بن اسد كرده بود به قلعهء بنى قريظه درآمد . و چون يقين كردند كه پيمبر خدا باز نخواهد گشت تا كارشان را يكسره كند كعب بن اسد گفت : « اى گروه يهودان خداى كار شما را چنان كرده كه مىبينيد ، اكنون چند چيز به شما عرضه مىكنم هر كدام را مىخواهيد برگزينيد . » گفتند : « بگو چيست ؟ » گفت : « يكى اينكه پيرو اين مرد شويم و تصديق او كنيم كه معلوم داشته‌ايد كه او پيمبر فرستادهء خداست و همانست كه وصف وى را در كتاب خويش مىيابيد بدين گونه جان و مال و زن و فرزندتان محفوظ مىماند . » گفتند : « هرگز از دين تورات نگرديم و دينى به جاى آن نگيريم . » گفت : « اگر اين كار نمىكنيد بياييد زنان و فرزندان خويش را بكشيم و چيزى